- 00:00 يه نگاه به ما بكن، كم كه نمي شه از نگات #
- 00:03 من امسال تابستون خيلي گرمه واسم. يادم نمياد شايدم هميشه تابستونا همين قدر گرم بود واسم. اما احساس مي كنم امسال بيش تره #
- 00:15 خوابم نمي بره كه حالا.. همه ي امروزو خواب بودم تقريباً. چه بساطي شد. تعطيلات با هيجان هر چه بيش تر همينه #
- 00:28 RT @Ronakism:
دوست خياليم منو بوسيد # - 00:39 میترسم از تنها شدن، از این نگاه رفتنی..
ترسمو بیشتر می کنی وقتی نمی گی با منی # - 00:40 تو رو دارم و حالا باور ندارم،
از این دنیا دیگه چیزی نمی خوام # - 00:57 دچار افت قند خون شدم. آخ جون.. جالب اينه كه جديداً هيچ وقت سير نمي شم از غذا خوردن. اما حوصله ي بيش تر خوردن هم ندارم #
- 15:59 به ميزان يك عالمه داستان نوشتم.. البته از لحاظ زماني يه عالمه زمان مصرف شد اما در عمل چند صفحه بيش تر اضافه نشد.. خيلي وقت مي بره #
- 16:15 ماي ياهو ديگه مث سابق حرف هاي راست و درست نمي زنه راجع به روز آدم.. از دست رفت #
- 16:21 واقعاً دزد بياد خونه آدم، آدم بايد چيكار كنه؟ مدت هاست ذهنم مشغول اين مسئله ست #
- 16:31 رنگم پريده؟ يا از وقتي رنگ موهام عوض شده احساس مي كنم رنگ صورتم رو تحت شعاع قرار مي ده؟ #
- 16:34 قرار پياده روي ست كرديم و مقداري كار در سطح شهر دارم كه خيلي جاهاشون با هم فرق داره و خدا مي دونه چه جوري مي خوام بهشون برسم #
- 16:38 در شرف اي ميل زدن به اليزه #
- 16:45 پوارو بيش تر دوست دارم يا شرلوك هلمز؟.. هممم.. پوارو #
- 22:03 من قرار بود ديگه با مازيار حرف نزنم. چرا حرف زدم دوباره؟ لعنت به اين حافظه ي من #
- 22:06 رفتيم با مقجي پياده روي به ميزان زيادي و خريد كرديم به ميزان كمي و در مورد كلاس يوگا مطلع شديم كه بريم ديگه از هفته ديگه ايشالا #
- 22:08 بايد لباس سفيد و گشاد بپوشيم واسه يوگا.. هوهو.. چه هيجان انگيــــز.. تازه بش مي گن كلاس آاارااامش #
- 22:10 يعني فك كن من و مقجي مي تونستيم هووي هم بشيم.. هاها
# - 23:44 پاف مرد.. احساس فلج بودن به سايت ها دست مي ده خب #
- 23:59 آيا ما اين جمعه آب بازي خواهيم كرد؟با توجه به شواهد و مدارك، بعيده و دل من بسيار مي گيره وقتي بش فك مي كنم. آب بازيييي #
Automatically shipped by LoudTwitter